یه خواب رویایی...............
سلام دوست جونیا خوبین
گاهی وقتا توی خواب یا حتی بعضی رویاها دلت نمیخواد بیای بیرون ، کاش میشد تو همون عالم خواب میموندم...
دو سه شب پیش خواب دیدم خونه پدرم هستم و همه اهل خانواده جمعند بعلاوه دو تا فسقلی دیگه!
آره من دوقلو های سه ماهه داشتم جنسیتشون دقیق یادم نیست (البته فکر کنم یکی شون دختر بود). یکی بغل برادرزادم بود و اون یکی هم بغل خودم و بهش شیر میدادم اینقدر سینه هام شیر داشت که از لب و دهنش میزد بیرون وبچم بغلم آروم خوابید. ولی بعد ده دقه بیدار شد و من بردمش دادم به بابام. بابا با ذوق بغلش کرد وقربون صدقش میرفت اون یکی رو هم گذاشت رو اون پاش ونازش میکرد
وای که چه صحنه شیرینی بود ..................................
این ماه من خیلی در گیر بودم اخه دنبال جابجایی منزل بودیم که نشد و به دلایلی یک ماه به عقب افتاد
این روزا من فکر میکردم پریودم هنوز پنج شش روز عقب افتاده ونا امید که این ماهم باردار نشدم اخه هفته پیش بی بی چکم دوباره منفی در اومد اما وقتی اومدم اینجا که خوابم رو ثبت کنم دیدم تاریخ پری پیش 6 آذر بود و این یعنی 15 روز تاخیر؟
واجب شد که عصر برم آزمایش!!!!!!!!!!!!!
خیلی استرس گرفتم یعنی من باردارم یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوست جونیا برام پیام بزارید و اگه تعبیر خوابم رو میدونید بهم بگید ممنون میشم
برای همه مامانای منتظر دعا میکنم هر چه زودتر مامان بشن.


یه خواب رویایی...............
